قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3102

تاريخ الفي ( فارسى )

ترس غزان در غزنين قرار نتوانست گرفت ، بالضّروره باز به جانب لاهور رفته به حكومت آن ديار اشتغال نمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه ملك غياث الدّين برادر خود ، ملك شهاب الدّين « 1 » ، را با لشكرى انبوه به دفع تركمانان غز ، كه بعد از گرفتن سلطان سنجر - چنانچه تفصيل آن عن‌قريب در وقايع سال آينده مذكور خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى - بر ولايت غزنين و ساير ولايات سلطان سنجر استيلا يافته بودند ، فرستاد . و چون ملك شهاب الدّين با سپاه غور و خلج و خراسانى متوجّه غزنى شد ، از آن جانب ، غزان نيز مستعد جنگ شده از غزنى بيرون آمدند و در نواحى غزنين هردو سپاه به‌هم رسيدند و آتش قتال و جدال ميانهء ايشان بالا گرفت . و غوريان طاقت مقاومت غزان نياورده روى به گريز نهادند و اكثر ايشان را تعاقب نموده به هر كه مىرسيدند مىكشتند . امّا ملك شهاب الدّين با فوجى از دلاوران سپاه خود ثبات قدم ورزيده ، بعد از رفتن غزان از عقب هزيمتيان غوريه علمدار غزان را به قتل رسانيدند . و علم ايشان را نزد خود بلند كردند و در جانبى از معركهء غزان ايستاده بودند ، قرار گرفت . تا آنكه فوج‌فوج از تركمانان غز بازمىگشتند . و چون علمدار خود را مىديدند ، دلير به آن جانب مىرفتند و سپاه ملك شهاب الدّين ايشان را خدمت مىنمودند . تا آنكه اكثر غزان را به آن حيله به قتل رسانيدند . آخر كار جمعى اندك از آنها حقيقت حال را خبر شده روى به گريز نهادند و ملك شهاب الدّين مظفّر و منصور از روى استيلا و استقلال هرچه تمام‌تر به غزنه درآمده و اهالى آن بلده را به انواع احسان تسلّى داده بر جراحت‌هاى عمّش مرهم نهاد . و از غزنين به جانب كرمان افغانستان و مدينهء شنوران رفته تا كنار آب سند - كه الحال ، به زيلاب اشتهار دارد - به تصرّف خود درآورده از آب سند گذشت و متوجّه لاهور شد . و چون خسرو شاه بن بهرامشاه خبر توجّه شهاب الدّين شنيد ، او نيز سپاه فراوان به‌هم رسانيده متوجّه حرب او شد . و ملك شهاب الدّين ترك عزيمت لاهور نموده عنان عزيمت به صوب بلدهء مرشاه‌پور « 2 » و آنچه نواحى آن بلده بود از كوهستان هند منعطف داشت . و مدينهء مرشاه‌پور را با كوهستان آن بلاد متصرّف شد و از آن ممرّ قوّت و شوكت تمام شهاب الدّين را به‌هم رسيد و در دل‌هاى ملوك هند از وى ابهتى عظيم پيدا شد . بنابراين ، بعد از آن متوجّه لاهور شده خسرو شاه را در شهر محاصره نموده كس پيش او فرستاده پيغام داد كه « يقين تو باشد كه من بىگرفتن لاهور از اينجا مراجعت نكنم . پس مصلحت وقت تو در آن است كه به

--> ( 1 ) . اين دو ، يعنى غياث الدين ابو الفتح محمّد بن سام و شهاب الدّين ابو المظفر محمّد بن سام ، برادرزادگان علاء الدّين حسين غورى بودند كه پس از به قدرت رسيدن وى در يكى از شهرهاى غور به‌نام سنجه ، زمام امور را به دست گرفته بودند . ( 2 ) . ظاهرا بايد پيشاور باشد . الكامل : خرشاپور .